شده است‌، ولي اين امر فقط پيچيدگي طبيعت آدمي را نشان مي‌دهد. تاديو و ويليام افراد بسيار هوشمندي بودند كه در عين حال‌، نياز به يك تركيب طبي تازه و تجربه‌هاي بيشتر را درك كرده‌ بودند: اين نيازها متعارض نبودند بلكه مكمل يك‌ديگر بودند كه براي امكان‌پذير شدن پيش‌رفت‌ بيشتر برآورد هر دو به يك اندازه لازم بود.1
رساله‌هاي ((مشاهدات‌)) هر اندازه هم كه جالب بود، با اين حال‌، در آثار لاتيني نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ سيزدهم‌، نمونه‌هاي بهتري از رستاخيز تجربي را مشاهده مي‌كنيم‌، نمونه‌هايي كه دقيقاً نظايرشان‌ را در آثار عربي نمي‌توان يافت‌. پزشكاني مانند پدروي اسپانيايي و ژان سن آماندي عملاً سرگرم‌ بررسي شيوه‌هاي تجربي بودند. پدرو در رساله‌ٴ منطقش روش تجربي را در برابر روش تعقلي‌ قرار داد. بهترين مدافع روش جديد و تا حدي قهرمان واقعي طب جديد راجر بيكن بود. نوشته‌هاي طبي او عموماً در سطح متوسطي بود، جز يكي‌، يعني درباب خطاهاي پزشكان‌، كه در آن رجحان تجربه را بر مراجع استناد و قياس و برهان نشان داد. مي‌توان دريافت كه بيكن آنچه را كه‌ مي‌انديشيد عمل نكرد، و اين معماي بزرگي است‌، ولي از ارزش‌هاي توصيه‌هايش چيزي نمي‌كاهد.
((مجربات‌))، ((مشاهدات‌)) و مباحثات مربوط به روش‌هاي تجربي كمتر داراي خصلت‌ كاميابي واقعي بود تا نويد آن‌، ولي چنين نويدهايي هم‌، ارزش ثبت كردن را دارد. مي‌توانيم حقاً بگوييم كه بذرهاي طب تجربي‌، و علوم تجربي به‌طور اعم‌، در سده‌ٴ سيزدهم‌، افشانده شد.

64. آموزش پزشكي و بيمارستان‌ها، روش‌هاي مراقبت و وظيفه‌شناسي‌. علم گرمابه‌درماني‌. تاريخ‌ پيدايش بيمارستان‌ها دست‌كم به زمان قسطنطين كبير (نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ چهارم‌)، مربوط مي‌شود ولي كار آنها تا چندين سده‌، بي‌اهميت بود. قديمي‌ترين بيمارستان‌هاي بزرگ‌تر احتمالاً آنهايي‌ بود كه با مدرسه‌ٴ پزشكي جندي‌شاپور (نزديك شهر شوش در شمال باختري خوزستان‌) در سده‌ٴ ششم‌، ارتباط داشت (ج 1، ص 420). از آن‌جا كه از جهات بسيار آن مدرسه گهواره‌ٴ طب عربي‌ بود، جاي شگفتي نيست كه بيمارستان‌هاي بزرگ و كامل در بسياري از نقاط شهري قلمرو اسلام‌ ساخته شد. مسلماً برخي از اين بيمارستان‌ها بسيار پيش‌رفته و شايان تحسين بود.2 تشكيلات موٴسسات مشابه در غرب احتمالاً يكي از نتايج جنگ‌هاي صليبي بود. بار ديگر، لازم بود فكر يوناني و مسيحي در خاك اسلام كشت داده شود تا به بلوغ لازم برسد. اين فكر اكنون‌، براي رشد بيشتر به قلمرو مسيحيت بازمي‌گشت‌. در سده‌هاي دوازدهم و سيزدهم‌،


1 .نشر انتقادي رسايل ((مجربات‌)) عربي و ((مشاهدات‌)) لاتيني كاري بسيار اساسي خواهد بود. بدون اين نشرها اشاره‌هاي من جنبه‌ٴ موقتي خواهد داشت‌.
Ahmed Issa bey, Histoire des bimaristans a l'epoque islamique'l 130 p., Caieo  Isis, 14, p. 535.  .2